السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
292
تفسير الميزان ( فارسي )
بيرون مىكشند . بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : مراد ملائكه اى است كه ارواح كفار را از اجساد آنان نشط مىكنند و مىبرند . و بعضى « 2 » گفتهاند : مراد از ناشطات ، ارواح خود مؤمنين است . و بعضى « 3 » گفتهاند : ستارگانند ، كه از افقى به افق ديگر نشط مىكنند و مىروند . و بعضى گفتهاند تيرها هستند كه در جنگها از كمان بيرون مىروند . و بعضى « 4 » گفتهاند : مرگ است ، كه ارواح را از اجساد بيرون مىبرد . و بعضى « 5 » گفتهاند : وحشيانند كه از ناحيه اى به ناحيه ديگر كوچ مىكنند . * ( « وَالسَّابِحاتِ سَبْحاً » ) * - در معناى اين جمله نيز أقوالى است : بعضى « 6 » گفتهاند : ملائكهاند ، كه ارواح را قبض نموده روح مؤمن را به سرعت بسوى بهشت ، و روح كافر را به سوى آتش مىبرند ، چون كلمه « سبح » به معناى سرعت در حركت است ، هم چنان كه به اسب وقتى به سرعت مىدود سابح مىگويند . بعضى « 7 » ديگر گفتهاند : منظور تنها آن فرشتگانى هستند كه ارواح مؤمنين را قبض نموده و به ملايمت و مدارا از بدنها بيرون كشيده ، رهايشان مىكنند تا استراحت كنند ، مثل كسى كه چيزى را در آب شنا مىدهد بعد كنارش مىگذارد ، ملائكه هم يك عمر جان را در بدن شنا مىدهند و بعد از مرگ رهايش مىكنند تا به استراحت بپردازد . بعضى « 8 » گفتهاند : فرشتگانيند كه بسرعت از آسمان نازل مىشوند ، و بعضى « 9 » گفتهاند : ستارگانى هستند كه به حكم آيه : « كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » هر يك در مدار خود شناورند . بعضى « 10 » ديگر گفتهاند : مراد اسبان مجاهدين است ، كه در ميدان جنگ مىدوند . بعضى « 11 » هم آن را عبارت دانستهاند از مرگها كه در نفوس جانداران شناورند . و بعضى « 12 » عبارت دانستهاند از : كشتىهاى شناور در درياها . و بعضى « 13 » گفتهاند : ابرها هستند . و بعضى « 14 » گفتهاند : حيوانات دريايند . * ( « فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً » ) * - بعضى « 15 » گفتهاند : مراد از آن مطلق ملائكه است ، چون ملائكه
--> ( 1 و 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 429 و 430 . ( 4 و 5 ) تفسير قرطبى ، ج 19 ، ص 192 . ( 6 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 23 . ( 7 و 8 و 9 و 10 و 11 و 12 ) تفسير ابى سعود ، ج 19 ، ص 193 . ( 13 و 14 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 25 . ( 15 ) تفسير قرطبى ، ج 19 ، ص 193 .